تبليغاتX
ای همسفر آهسته تر

یکشنبه شب برا اولین بار اومده بودی به خوابم،
دلم خیلی برات تنگ شده... کاش تنهامون نمی زاشتی،
جات خیلی خالیه عموی خوبم!

+ نوشته شده توسط گلی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 4:32 |

دیر اومدم اما بلاخره اومدم، ۱۳ بدر خوبی بود، جایی که نرفتیم اما بازم روز بدی نبود.
اتفاق خاصی نیافتاده این چند وقته فقط دیروز و امروز من امتحان داشتم که هر دو رو گند زدم! نمیدونم چرا چند وقته اصلاً دست و دلم به درس خوندن نمیره. می خوام اما نمیشه... زندگی خیلی یک نواخت و خسته کننده شده... هیچی سرم و گرم نمی کنه.
همش می خوام برگردم ایران، همش خودم اینجا فکرم اونورااا... نمیشه دیگه

دیگه حرفم نمیاد... یعنی الان بعد از ظهره منم هرچی انرژی داشتم تموم شده مخم تعطیل تا اطلاع ثانوی... قربون همتون... فعلاً

+ نوشته شده توسط گلی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:25 |

سلام

سلامی که بوی پاییز و بهار میده

اول این که تا حالا بهار و پاییز و با هم تجربه کردین؟ درسته ما چند روز پیش نو رسیدن بهار رو جشن گرفتیم در حالی که این جا پاییزه! هر چی سعی می کنم بهار رو حس کنم نمیشه... نمیشه!

دیروز برای بار دوم با السید تلفنی صحبت کردم... ازش خوشم اومد... با این که تازه اولین آلبومش بیرون اومده اما آهنگاش به دل می شینه! براش آرزوی موفقیت می کنم. دیروز وقتی بهش گفتم اصن باورم نمیشه دارم با شما صحبت می کنم میگخ چرا عزیزم مگه ما از فضا اومدیم!

خوب راس میگه دیگه چه معنی داره اصن باورم نشه.. ایش!

آهنگ "یه روز سرد پاییزی" کار علی لهراسبی خیلی قشنگه... حتما گوش بدین.

+ نوشته شده توسط گلی در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 6:41 |
عید را به همه تبریک میگم .

دست بده در دست یار ...... خنده بزن بر بهار
غم را فراموش بکن ....... میگذره این روزگار
صد سال به این سالها باد ...... عید شما مبارک
همه بگید با آواز ...... عید شما مبارک
+ نوشته شده توسط گلی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 6:29 |